X
تبلیغات
اینجا همیشه خورشید میگیرد

اینجا همیشه خورشید میگیرد

مسلح بیا



در راه بازگشت به شهر موهایم را از ته ماشین کردم... دلم می‌خواست چیزی از وجودم را بکنم ... بریزم دور... یک‌جور انتقامِ آیینی ... ما زن‌ها رسم خوبی داریم... زمانه که سخت می‌گیرد، شروع می‌کنیم به کوتاه کردن... ناخن‌ها... موها ... حرف‌ها... رابطه‌ها.

 

پی نوشت : 

خاطرات خانه‌ی ییلاقی - ویرجینیا وولف.


+ تاریخ جمعه بیستم خرداد 1390 | ساعت0:18 | نویسنده |